یادی از منصور یاقوتی از فریبرز همزه‌ای

یادی منصور یاقوتی از: فریبرز همزه ای

یادی از منصور یاقوتی نویسنده و پژوهشگر کرمانشاهی از فریبرز همزه‌ای 1404

یادی از منصور یاقوتی

از:

فریبرز همزه‌ای 

شگفتی این دوران در این است که آدم دیگر از هیچ چیز شگفت زده نمی‌شود. اگر چنین نبود، درگذشت نویسنده‌ای مانند منصور یاقوتی، دست کم در شهر خودش، به این شیوه کم و بیش در خاموشی بر گزار نمی­‌شد.

کرمانشاهیان از گذشته­­‌ی دور به “خودگزی” شناخته می­‌شوند.  آنها نیاز به دشمن ندارند. بویژه اینکه در نداشت باور به خود، به خودی هم باور ندارند. برای همین، پیش از آنکه شاخه­‌ای بخواهد از میانشان سر بلند کند، نه تنها نیروی یاری برای سربرآوردن به او نمی­‌دهند، بلکه خودشان بسیار زود هنگام سرش را می­‌زنند.

یاقوتی خودش می­‌گوید:  در این شهر “نویسنده پدیده‌ای شگفت انگیز است. موجود عجیب و غریبی است  و انگار از آسمان افتاده پایین. این است که وقتی نویسنده‌­ای گل می­‌کند، مورد حسادت­‌ها، بغض­‌ها و کینه­‌ها قرار می­‌گیرد. هر کسی می‌خواهد ضربتی به او بزند و از پا بیاندازدش. درست بر عکس کشورهای پیشرفته که وقتی یک نویسنده، یک شاعر و یا یک هنرمند به وجود می­‌آید، هر فردی سعی می­‌کند کمک رسان، یاری رسان و مشوق باشد. این جا نویسنده در محیط بغض و عداوت و کینه توزی  قرار می­گیرد و تا جایی پیش می­‌رود که حتی زندگیش را ریشه کن می­‌کنند”.

برای همین، اگر کسی نامی همچون یاقوتی برآورد، بیشتر از خودی‌ها، شاید  از سوی دیگران شناسانده شود.  یعنی هم آنانی که در دراز مدت از وجود او سود می­‌برند، در پایین کشیدنش کوتاهی نمی­‌کنند. البته در میان آلمانی‌­ها گفته­‌ای هست که “حتا پیامبران نیز در میان مردمان خودشان شناخته نمی‌شوند”. اگر چه چنین رفتاری در همه­‌ی جامعه­‌های شرقی و پیرامونی دیده می‌شود، ولی شدت آن شاید به پیشینه­­‌ی آن جامعه در “خودگردانی” و “دیگر کردانی” بستگی داشته باشند؟!

با این همه در دوران کنونی، این شاخ‌های اینترنتی هستند که گل می­‌کنند و دیرگاهی است که “ارزش­‌های اجتماعی” دگرگون گشته‌­اند و هنرمندان و نویسندگان دیگر جایگاه خود را از دست داده‌­اند. آن هم به ویژه در سرزمینی که حتا استادان دانشگاهایش با کتاب بیگانه هستند. از آن رو، شگفت­‌آور نخواهد بود که بیشتر جوانان امروزی این شهر، حتا نامی از منصور یاقوتی نشنیده باشند. با این همه، در دورانی که هرزگی مانند امروز جلوه نداشت، نام منصور یاقوتی یک “سرمایه­‌ی احتماعی” بود که نام شهرش را نیز برای دهه­‌ها  سرفراز کرده بود.

شوربختانه  برای من هیچگاه دیداری با او دست نداد؛ اگر چه  زمان بلندی بود که  ندیده او را می­‌شناختم. شاید برای همین گونه آشنایی ندیده بود، که چون در این بیگانگی، از درگذشت او  آگاه شدم، چشمانم خیس شد؛ چه آشنایی من با نام او به گذشته‌های دور بر می­‌گردد.

نخستین بار که در باره‌­ی او شنیدم، دانش آموز دبیرستان کزازی بودم. این بسیار پیش‌تر از آن بود که او در رده­‌ی  نویسندگان شناخته شده در آید. در زمانی نه چندان دور هم دریافتم که او نیز  به یکی از دبیران بزرگوار من در دبیرستان کزازی به نام عباس سرمدی ارادت داشته است.

من نیز در همان زمان به این دبیرمهربان و بادانش ارج بسیار می‌نهادم. از این رو، هنگامی که تنها روزنامه دیواری دبیرستان به نام “سپیده” را بیرون آوردم، شعر زیبایی از عباس سرمدی را در بالای صفجه نهادم.

سال‌ها گذشت و ما در دو جریان ناهمانند و گوناگون در رودخانه زندگی افتادیم.  پس از آن، تا زمانی که آغاز دوران دانشجویم بود، یک بار برای دیدن خانوده  از هند به کرماشان آمدم. در آن هنگام، ازکسی که دیگر یادم نیست کی بود و با منصور یاقوتی آشنایی داشت، خواستم تا  یک نسخه از کتاب‌هایی را که تا آن زمان منتشرکرده بود برایم از حودش بگیرد.

آن کتاب ها را من به کتابخانه داشجویان ایرانی دانشگاه پونای هند پیشکش کردم؛ چه، نام یاقوتی برای دهه‌ها برای کرماشان اعتباری بود. این را کوته‌بینان خواه ناخواه نمی­‌خواهند  یا نمی­‌توانند ببینند. چه، همین­‌ها هستند که جایگاه چنین خسروان سرفرازی را، دوست دارند تا براندازند  و به غم ایشان تنها به جهت دستاوردشان بیافزایند.

شوربختانه آشنایی من با یاقوتی همچنان در حد شنیده‌ها ماند. ولی آن شنیده‌های دورادور، نشان از انسان بزرگی داشتند که همه­‌ی  زندگی­‌اش را با همه‌ی غم و  سختی­‌اش سرفرازانه گذراند. اگر چه چون همیشه، درست همین سختی­‌ها و تنگی­‌ها او را بزرگ کردند. برای همین است که او از نویسندگان نایابی شمرده می­‌شود که در روند پویش و پرورش، به نقد کارهای خودش نیز پرداخت.

 یادش گرامی باد!

کارهای منصور یاقوتی که از داستان کوتاه آغاز شده و به شعر و پژوهش گسترش یافته، خود نشان باور او به ماندگاری دارد:

مقاله‌ها

  • بنیادهای داستان‌نویسی: مجموعه مقالات، تهران: کیان‌افراز‏‫، ‏‫۱۳۹۷. ‬‬‬
  • ی‍اق‍وت‍ی، م‍ن‍ص‍ور، آی‍ا ای‍ن زب‍ان م‍ن‍اس‍ب اس‍ت؟، در ت‍ک‍اپ‍و، ش ۱۱، ت‍ی‍ر و م‍رداد ۱۳۷۳؛ صص ۶۲–۶۳.
  • ی‍اق‍وت‍ی، م‍ن‍ص‍ور، درب‍ارهٔ آواز م‍اه، م‍ج‍م‍وع‍ه‍. ش‍ع‍رمیترا یاقوتی، پ‍روی‍ن، ش ۸، م‍ه‍ر ۱۳۸۱؛ ص ۱۵.
  • ی‍اق‍وت‍ی، م‍ن‍ص‍ور، دی‍و م‍ظه‍ر خ‍ش‍ون‍ت در ادب ک‍ه‍ن‌، ج‍ام‌ج‍م، ۲۳ آذر ۱۳۸۲، ص ۷؛ پ‍ژوه‍ش‍ن‍امهٔ ادب‍ی‍ات ک‍ودک و ن‍وج‍وان، ش ۲۷، زم‍س‍ت‍ان ۱۳۸۰؛ ص‌ص ۳۴–۳۷.
  • نقد و نگاه منصور یاقوتی به مجموعه شعر اندوه اساطیری میترا یاقوتی، کرمانشاه: دیباچه‏‫، ۱۳۹۸. ‮‬
  • ی‍اق‍وت‍ی، م‍ن‍ص‍ور، آت‍ش و اب‍ری‍ش‍م‌، پ‍ژوه‍ش‍ن‍امهٔ ادب‍ی‍ات ک‍ودک و ن‍وج‍وان، ش ۳۱، زم‍س‍ت‍ان ۱۳۸۱؛ صص ۹۴–۹۹.
  • رستم و خط قرمز، در خط قرمز: آزادی اندیشه و بیان و حد و مرزهای آن، تهران: قطره، ۱۳۷۷؛ صص ۱۵۹–۱۶۴.

آثار کُردی

  • چاڵ (داستان کوتاه کُردی)، انتشار اینترنتی.
  • لورکا، فدریکو گارسیا. سۊر خۊن (ترجمه به کُردی)

داستان کوتاه

  • زخم، ۱۳۵۰؛ ت‍ه‍ران: شبگیر‏‫، ۱۳۵۲؛ چاپ سوم
  • درخ‍ت خ‍ش‍ک ب‍اغ پ‍رگ‍ل‌
  • گل‌خاص، ۱۳۵۰، چاپ هفتم، ترجمه به زبان کردی
  • سال‌های پرخاطره، تبریز: پیوند‏‫. ‬
  • کودکی من: م‍ج‍م‍وعهٔ ۶ ق‍صهٔ پ‍ی‍وس‍ت‍ه‌‬، ۱۳۵۱؛ تبریز: پیوند‏‫، ۱۳۵۴؛ چاپ یازدهم
  • داستان‌های آهودره، تهران: ش‍ب‍گ‍ی‍ر‏‫، ۱۳۵۴؛ چاپ دوم
  • با بچه‌های ده خودمان، ت‍ه‍ران: آوا‏‫، ۱۳۵۴؛ چاپ دهم
  • آواز کوه، تهران: نشر آینده، ۱۳۵۶.
  • سال کورپه، تهران: شباهنگ، ۱۳۵۶.
  • مردان فردا، تهران: ش‍ب‍گ‍ی‍ر‏‫، ۱۳۵۶؛ برنده بهترین کتاب سال توسط شورای کتاب کودک
  • توشای پرندهٔ غریب زاگُرس، تهران: نشر آروین، ۱۳۷۴؛ ت‍ه‍ران: ه‍وای ت‍ازه، ۱۳۸۲؛ ت‍ه‍ران: پ‍ان‍ی‍ذ‏‫‏، ۱۳۸۵؛ چاپ چهارم
  • در گ‍ذر ب‍اد‏، ت‍ه‍ران‏‫: ص‍دای م‍ع‍اص‍ر‏‫، ۱۳۷۹.
  • آت‍ش و آواز، ت‍ه‍ران: ن‍گ‍ار و ن‍ی‍م‍ا (ن‍گ‍ی‍م‍ا)، ۱۳۸۵.
  • خط مرزی، تهران: نگار و نیما (نگیما)‏‫، ۱۳۸۷. ‏‬
  • تنهاتر از ماه، تهران: آزادمهر، ‏‫‏۱۳۹۰. ‬
  • داستان‌های آهودره (هفت کتاب در یک کتاب: مجموعه آثار دههٔ ۵۰، تهران: نشر شباهنگ، ۱۳۹۱.
  • قصه‌های زاگرسُ تهران: شباهنگ‏‫، ۱۳۹۸. ‬
  • چشم هیچکاک، تهران: هیلا، ۱۳۹۲.

پژوهش و گردآوری فولکلور

  • مادیان چهل کره، تهران: کتاب آمه، ۱۳۹۱.
  • افسانه‌هائی از ده‌نشینان کُرد، تهران: شباهنگ‏‫، ۱۳۵۸؛ چاپ هفتم
  • یادداشت‌های یک آموزگار، تبریز: پیوند.
  • رازه‍ا: اف‍س‍ان‍ه‌ه‍ای کُردی‌، ت‍ه‍ران: ن‍گ‍ار و ن‍ی‍م‍ا (ن‍گ‍ی‍م‍ا)، ۱۳۸۵.
  • آیین یارسان در اساطیر اقوام کُرد، تهران: دات، چاپ اول: ۱۳۹۹.

نقد

  • فردوسی، اسطوره و رئالیسم، تهران: نگار و نیما (نگیما)‏‫، ۱۳۸۵. ‬
  • نگاهی به آثار درویشیان، چاپ اول
  • هستی‌شناسی فهم: خوانشی بر ادبیات داستانی مسعود کیمیایی با محوریت جسدهای شیشه‌ای، به‌همراه آرش سنجابی، تهران: کتاب آمه، ۱۳۹۱.
  • مسعود کیمیایی و جهان رمان: خوانشی بر ادبیات داستانی مسعود کیمیایی با محوریت جسدهای شیشه‌ای، به‌همراه آرش سنجابی، تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۸؛ تهران: کتاب آمه، ‏‫۱۳۹۰. ‬
  • گامی به پیش، چاپ اول
  • داستان و داستان‌نویس، تبریز: پیوند‏‫، ۱۳۵۹. ‬

شعر

  • اخگری در مه، کرمانشاه: دیباچه، ‏‫۱۳۹۴. ‬
  • م‍اه و پ‍رچ‍ی‍ن‌، م‍ج‍م‍وع‍ه‍. ش‍ع‍رهای ۱۳۵۳ ت‍ا ۱۳۵۷، ت‍ه‍ران: م‍رج‍ان، ۱۳۶۹

ترجمه

  • بَرزونامه: شاهنامه کردی، تهران: ققنوس، ۱۳۹۱.

کودک و نوجوان

  • خرچنگ بلند پرواز، تصویرگر نفیسه شهدادی، تهران: شهر قلم‏‫، ۱۳۹۸. ‬
  • پری چل گیس، سه قصه (همراه با قصه‌ای از ملااحمد جامی)، تهران: نشر قطره‏‫، ۱۳۹۱. ‬

جُنگ

  • یاقوت‌ها و الماس‌ها، به‌گزینی از داستان‌های کوتاه جهان، گردآوری منصور یاقوتی، تهران: مروارید‏‫، ۱۳۸۸.
  • پشت دیوار برف، مجموعهٔ چند انشاء از دانش‌آموزان یک روستا، تهران: شبگیر، ۱۳۵۸.
  • بچه‌های کرماشان، گردآوری و تنظیم: منصور یاقوتی، تهران: شباهنگ، ۱۳۵۸.

داستان بلند

  • پاجوش، کرمانشاه: دیباچه، ‏‫۱۴۰۱. ‬‬ چاپ دهم
  • با نام ژرفا، تهران: افراز، ۱۳۸۹.
  • زیرآفتاب، چاپ اول
  • افسانهٔ سیرنگ، ت‍ه‍ران: ن‍ق‍ش ق‍ل‍م، ۱۳۷۹؛ ت‍ه‍ران: س‍ی‍م‍رو، ۱۳۷۹؛ تهران: ترجمان اندیشه، ۱۳۸۲.
  • چراغی بر فراز مادیان‌کوه، تهران: شبگیر؛ تهران: نگاه، ۱۳۷۰؛ کرمانشاه: دیباچه، ‏‫۱۳۹۸؛ چاپ بیش از ۲۰هزار نسخه، ترجمه به زبان کردی
  • شلیک به عشق: رمان نو، تهران: جاویدان، ‏‫۱۴۰۰. ‬
  • رمان
  • دهقانان، ت‍ه‍ران: ش‍ب‍اه‍ن‍گ‏‫، ۱۳۶۰؛ ‏‫تهران‬‏‫: شباهنگ‬، ‏‫‏۱۳۸۸؛ چاپ سوم
  • بن‌بست، چاپ اول: ۱۳۸۵؛ تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۹. ‬
  • حماسهٔ بابک خرمدین اسطورهٔ ایران‌زمین، تهران: نگاه، ‏‫۱۳۹۹. ‬

آثار منتشرنشده

  • ش‍ه‍ر ج‍ادو، ت‍ه‍ران: پ‍ان‍ی‍ذ، ۱۳۸۴.
  • پ‍ائ‍ی‍ز و پ‍روان‍ه: زندگی‌نامهٔ م‍ن‍ص‍ور ی‍اق‍وت‍ی‌، ت‍ه‍ران: پ‍ان‍ی‍ذ، ۱۳۸۴.
  • طوطی و پریزاد، کرمانشاه: دیباچه، ‏‫۱۳۹۸. ‬
  • داستان‌های پراکنده: مجموعه داستان، تهران: روزگار، ‏‫‬‏۱۳۸۹.
  • پروانه بر خاک: مجموعه داستان، تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۹. ‬
  • ت‍راژدی ی‍زدگ‍رد: رم‍ان ت‍خ‍ی‍ل‍ی‌، ت‍ه‍ران: پ‍ان‍ی‍ذ، ۱۳۸۴.
  • زیر تیغ: داستان بلند اسطوره‌ای-تخیلی، تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۹. ‬
  • زخم این قصه: نقد و بررسی رمانی از مسعود کیمیایی، تهران: اختران‏‫، ۱۳۹۸. ‬
  • پشت جبهه: مجموعه داستان، تهران: روزگار‏‫، ۱۳۸۹. ‬
  • ص‍د ان‍درز، ت‍ه‍ران: پ‍ان‍ی‍ذ، ۱۳۸۴.
  • غروب حماسه: مجموعه داستان، تهران: افراز‏‫، ۱۳۸۸. ‬

کرمانشاه: هند کوچک و گفتمان توسعه؛ سخنرانی: دکتر عبدالحمید پاپ زن

This post is available: فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

This site uses cookies to offer you a better browsing experience. By browsing this website, you agree to our use of cookies.