همایش سوگند با بلوط؛ در غم فرشتهی زمین – زاگروس در خطر
THe Erth, a Wounded Angrl
آنچه بر ما میگذرد، جام جهاننمایی است که در آن میتوان آیندهی کره زمین را نگریست. اگر به این جام جهاننما بنگری، نمیتوانی از ترس دهشتناکی که جان و روانت را در بر میگیرد بگریزی. ما آنچه را که با فرشتهی مهربان زمین کردیم، تنها با خود کردیم. آن هم به امید وعدهی پوچ سرمایهسالاران که ما را به کرههای بهتری در کهکشان بفرستند.
در همین راستا، اینک چندگاهی است که سرزمینهای زاگرس در بستر بیماری کشنده، پیچ و تاب میخورند. سرگذشتی که بیگمان، سرنوشت آیندهی نزدیک همه جای جهان خواهد بود. جهانی که در دندانههای چرخهی بدشگونی گیر افتاده است که مجال نگهداشتن آن دیرگاهی است که از دست رفته است. و آنانی که این ستم بزرگ را میبینند، بسی ناتوان و هراسان ماندهاند، که این دیدن و کاری نتوان کردن، مرگبارتر از مرگ است. چه، حتا امید هم نیست که این روزگار زار، دستکم آیینهی عبرتی برای دیگران شود؛ چه، آن دیگران نیز خود به گونهی دیگری گرفتار همین دامند.
و ویرانگران نیز آموختهاند که چگونه هر بانگی را فرود آورده و خفه کنند. آزمندی شگرف نوکیسهگان، قلهی کوههای زاگروس را از سپیدی به سیاهی کشاند، رودخانهها و تالابهای بسیاری را خشکاند و درختان چندصدساله را بلوط را سوزاند ویا به دنبال معدن و سنگ و خاک با ریشه بیرون کشید. با اینهمه:
“اگر امید نیست
پس از چه رو
آن کلاغ پیر
به روی آن چنار کهن
بنا نهاده آشیانهی خویَش.”
THe Erth, a Wounded Angrl
این است که شماری که گذشتهی سرزمینهای زیبای زاگرس میشناسند و اینک میبینند که سرسپردگان همیستاد آز، به بهانهی “توسعه و پیشرفت” ولی برای فربه کردن جیب، چه بلایی برسرایشان و سرزمینشان آوردهاند. از اینرو ایشان خود برای نجات فرشتهی سرزمین مقدسشان به تلاش برخواستهاند.
شعرخوانی در وصف پاسداری از درختان بلوط، خانم دکتر سیده فرحناز حسینی، تکیه،
یاریجان جلالوند؛ 25 تیرماه 1404 خورشیدی
کرمانشاه: هند کوچک و گفتمان توسعه؛ سخنرانی: دکتر عبدالحمید پاپ زن
English
