گنج دره و رنج دره در هرسین و تاق بستان کرمانشاه بهار1401

گنج دره و رنج دره در هرسین

گنج دره و رنج دره در هرسین و تاق بستان

بهار 1401 در راستای یک ایده برای معرفی تاق بستان رفتیم تا از بخش بیرونی نگاره­‌ها، دو سه دقیقه فیلم‌برداری کنیم. نگذاشتند. گفتند باید مجوز کتبی داشته باشی. نفهمیدیم. می­‌دانستم که از نقاشی­‌های باستانی روی دیوار، مانند نقاشی­‌های چند هزارساله­‌ی آجانتا و آلورادر هند و یا نقاشی­‌های توی موزه­‌های اروپایی، نمی­‌گذارند عکس‌برداری شود. این برای آن است که اگر روزانه هزاران بار در برابر یک نقاشی فلاش زده شود، مانند فرشی که جلوی آفتاب باشد، رنگ نقاشی­‌ها می­‌پرد. ولی نقش­‌های تاق بستان که رنگ ندارند و نقش­‌های بیرون تاق‌ها هم همه­‌ی روز زیر آفتاب هستند؛ البته شاید زمانی دارای رنگ و گچکاری بوده باشد. 

طاق بستان
طاق بستان سایت باستانی کرمانشاه
تاق بستان
پیکره‌های سنگی تاق بستان

تاق بستان

 تاق بستان برای تاریخ دوران ساسانی اثری مهم است. بویژه در چند میدان مانند تاریخ پارچه بافی و یا سازهای موسیقی، تاق بستان از اهمیت پژوهشی بسیار برخوردار است. برخی پژوهشگران مانند شیپمان آلمانی امیدوارند که زمانی با بررسی ژرف­تر نقش‌­های دیواره­‌های تاق بستان و نقش برجسته­‌ی جامه­‌ها، بتوان به آگاهی بیشتری در باره­‌ی پارچه­‌بافی در دوران ساسانی دست یافت.[1]

نقش دیواره­‌های تاق بزرگ

نقش دیواره­‌های تاق بزرگ
نقش دیواره­‌های تاق بزرگ
نقش دیواره­‌های تاق بزرگ
نقش دیواره­‌های تاق بزرگ در تاق بستان

اگر کسی از پیشینه­‌ی کاری اداره­‌ی میراث فرهنگی آگاهی نداشته باشد، شاید از این‌همه دقت کاری و حتا بی­‌مورد این اداره شادمان شود. پس ما هم با چنین پنداری راهی اداره‌­ی میراث فرهنگی کرمانشاه شدیم. چون همیشه، در همه­‌ی اطاق­‌ها شمار زیادی کارمند نشسته بودند؛ مانند دیگر  اداره­‌های دولتی با پز دیوانسالارانه. نخست گفتند که باید نامه بنویسی به نام کسی که مسئول تاق بستان است. ولی پس از نوشتن نامه و ارسال برای این مسئول، خبر آمد که گفته است که باید مجوز از تهران گرفته شود؛ یعنی همان شیوه­‌ی شناخته شده­‌ای که یک “رییس” و حتا یک کارمند در این سرزمین با تکبر رفتار می­­‌کند.

در آغاز چنین پنداشته می­‌شود که میراث فرهنگی از حساسیت بالایی در باره­‌ی میراث تمدنی این سرزمین برخور است؛ که البته باید چنین باشد. ولی پیشینه­‌ی این اداره چنین چیزی را نشان نمی‌­دهد. گویا چنین کارهایی بیشتر برای راه گم کردن از سوی یک اداره­‌ی ناکارآمداست؛البته اگرچیزهای بدتری که در باره­‌ی این اداره گفته می‌­شود کاملا شایعه باشند.

برای آگاهی ازبخشی از پیشینه­‌ی کاری این اداره در باره­‌ی همین تاق بستان، می‌­توان به مقاله­‌های آقای گراوند در روزنامه­‌ی “صفای سخن”نگاه کرد.[2]در  هنگام کار برای آماده کردن تاق بستاق برای ثبت جهانی به نوشته ایشان، که با عکس نیز همراه است، این اداره با بولدوزر به جان محوطه­ افتاده بود که در جاهای دیگر جهان تنها بادست و  فرچه کار می­‌کنند. تاق بستان که تنها تاق‌­های کنده شده در کوه نبوده است. تاق بستان یک مجموعه کاخ بوده که ویران شده‌­اند. از اینرو زمین آن نیز باید پر بوده باشد از بازمانده­‌هایی که در زیر خاک پنهان شده‌­اند. خود همین تاق­‌ها نیز از مهمترین بازمانده­‌های دوران ساسانی هستند.

این تنها کاخ­های دوران ساسانی نیستند که این زمین تاق بستان را ویژه کرده‌­اند. حنما چیزهای دیگری وجود داشته که یا ربوده شده­‌اند و یا باید امیدوارانه پنداشت در جایی در ساختمان این اداره نگهداری می­‌شوند؟!؟! راستی آیا موزه­ا­ی که قرار بوده در کرمانشاه ساخته شود وجود دارد؛ تا آنانی که می­‌خواهند بتوانند به دیدن آن بروند؟! آیا موزه­ای که به راستی موزه باشد در کلانشهر کرمانشاه هست که برای دانش آموزان در درسترس باشدتا بروند وبا تاریخ سرزمین خود تا اندازه‌­ای آشنایی پیدا کنند؟! البته باید آرزو کرد که این موزه مانند موزه­‌ی مردم‌شناسی آنها که در یک اتاق در تکیه­‌ی معاون بر پا کرده‌­اند نباشد؛ که اگر برداشته شود شرمساری کمتری را به دنبال خواهد داشت.

امید دیگر این است که اگر موزه­‌ی نامبرده به راه بیافتد بتوان کوزه‌­گورهای پیشاتاریخی که در سراشیبی در سوی چپ تاق­‌ها هنگام درختکاری پیدا شدند و مدت­ها بدون نگهبان ول شده بودند را هم به نمایش بگذارند؟! این محوطه تاکنون به صورت روشمند بررسی نشده و این کوزه­‌ها هم “گویا” (خدا نکند!!) که  اتفاقی در روند کندن زمین برای درختکاری در آنجا بیرون افتاده بودند.

تنها کرمانشاهان دارای صدها سایت باستان‌شناسی است که البته نگهداری از آنها کاری بسیار دشوار است. از این رو نیاز به یک روش کارآ و بودجه و آدم­‌های کاردان دارد؛ البته اگر پست­‌ها تنها برای جایزه به نورچشمی­‌های بی‌کفایت نگاهداری نشود؟!تا کنون که چنین بوده است. از گذشته­‌ی دور بازمانده­‌های تاریخی و باستانی همه جا به تاراج می­‌رود و ویژه­‌ی کرمانشاهان نیست. سال­‌های سال است که جوانان بیکار همه جا با ابزاری به نام “گنج یاب” در راهند. ولی مشکل تنها دزدی بازمانده­‌های باستانی نیست. از آن بدتر حفاری­‌های شبانه و بهم ریختن ساختارهایی است که همگی برای باستان‌شناسان پر از آگاهی در باره­‌ی ناشناخته‌­های موضوع است.

کسانی که با بیل و کلنگ در راهند، کسانی هستند که هیچگونه آگاهی در باره­‌ی این چیزها ندارند. آنها تنها به دنبال “گنج” هستند و اگر به چیزهایی برخورد کنند که “گنج” پنداشته نشود به سادگی خرد شده و به دور انداخته می­‌شوند. برای نمونه در تپه گودین کنگاور و باوه خاکی هرسین می­‌شد دید که تا چند سال پیش پوشیده از هزاران تکه سفال بودند.

تکه‌‏های سفال که از سوی دینریش هووف در بخش پیش از تاریخی “باوه خاکی”هرسین گرد آورده شده است[3]

تکه‌‏های سفال که از سوی دینریش هووف در بخش پیش از تاریخی
تکه‌‏های سفال که از سوی دینریش هووف در بخش پیش از تاریخی “باوه خاکی”هرسین گرد آورده شده است

این همان سرنوشتی باید باشد که پیش از این بر سر آن پیکره­‌های برنزی آمد که به نام برنزهای لرستان پرآوازه شده‌­اند.

دهه­‌های چندی در سرزمین­‌های لکستان با تاراج سایت­‌های باستانی، پیکره­‌های بیشمار برنزی با تاراج برده شدند که در شهرهایی مانند هرسین به بهای کم فروخته شده و بعد با فروختن به برخی دلالان کلیمی همدان، در پایان سر از آمریکا و اروپا در می­‌آوردند. اهمیت و زیبایی این پیکره­‌های برنزی به زودی در جهان پرآوازه شد و سبب شد که برخی نیز تلاش برای حفاری علمی بکنند که گویا بسیار دیر بوده است.

به سبب همین گونه تاراج‌­ها، بسیاری از آگاهی­‌هایی که می­‌توانستند سازندگان این پیکره‌­ها و تمدن آنها را روشن کنند، از دسترس بیرون رفتند. برای همین، یک تمدن مهم دوران برنز گویا برای همیشه ناشناخته مانده است. از اینرو چاره‌­ای نمانده جز آن که برخی به گمانه­‌پردازی در این راستا بپردازند و این پیکره‌­ها را به تمدن کاسی­‌ها پیوند بدهند، که دوران دوم فرمانرانی بابل را پیش بردند. یک ویژگی دیگر پیکره­‌های برنزی، جدا از هنر و زیبایی خیره­ کننده، شمار بسیار بالای آنها است. برای همین، در حالیکه اکنون در باخترزمین از این پیکره همه جا پراکنده شده‌­اند، باز هم  نام و نشان درست این تمدن هنوز پنهان است.

چند تصویر از پیکره­های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه برگرفته از ویکی پدیا

پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه
پیکره­‌های برنزی سایت باستانی لرستان و کرمانشاه

آن جوانان کم برخورداری که به دنبال گنج، شبانه به با بیل و کلنگ به سراغ سایت­‌های باستانی می­‌روند، بیشتر  به دنبال سکه و چیزهای فلزی هستند که بتوانند بفروشند. آنها نمی­‌دانند که برای پول کمی که از دلالان دریافت می­‌کنند چه آگاهی­‌های مهمی را نابود می­‌کنند. آنها تنها در راستای سود سرمایه­‌داران و زورمندانی کار می­‌کنند که امکان فرستادن آن یافته­‌ها را برای کانون­‌های سرمایه­‌داری دارا می­‌باشند.

با وجود این، اداره‌ه­ای که باید از این گنجینه­‌ها نگاهداری کند انگار در خواب فرو رفته و یا به دلیل­‌هایی خود را به خواب زده‌اند. در حالیکه روشن است که با وجود شمار بالای این سایت‌­های باستانی، یکی از راه­‌های جلوگیری از تاراج همانا روشنگری و همکاری با مردم بومی خواهد بود تا آنها با بودجه­‌ی کمی، از داشته­‌های تمدنی خود نگاهداری کنند؛ کاری که تا کنون نشده است. همچنین نیاز است که راهکاری برای پرورش نیروهای بومی در کار باستان‌شناسی بیابند. البته به راه انداختن دانشکده‌­های باستان شناسی تنها برای دادن مدرک درد را دوا نمی‌کند. پیامد راه­‌اندازی این گونه دانشکده‌­ها را می­‌توان در مورد دیگر رشته­‌ها و دانشگاه­‌های پر شمار دید.

کار میراث فرهنگی پر کردن ساختمان از کارمندان دفتری و کاغذ بازی نیست. آنها حتا به بازدید گاه به گاه از سایت­‌های باستانی نمی­‌پردازند؛ وگر نه شاید با دیدن این همه کوزه­‌های شکسته و سوراخ‌­های بازمانده از تاراج، یک کمی دلشان می­‌سوخت. ما مقداری از این کوزه­‌های را همراه یکی از کارمندان آنها گردآوری کردیم تا شاید ببرد و نشان بدهد و شاید کاری انجام گیردکه نگرفت. 

تاراج سایت ” باوه خاکی هرسین”

نمونه­‌ی گودال‌­های به جا مانده از تاراج سایت ” باوه خاکی هرسین

نمونه­‌ی گودال‌­های به جا مانده از تاراج سایت
نمونه­‌ی گودال‌­های به جا مانده از تاراج سایت ” باوه خاکی هرسین”
نمونه­‌ی گودال‌­های به جا مانده از تاراج سایت
نمونه­‌ی گودال‌­های به جا مانده از تاراج سایت ” باوه خاکی هرسین”

این عکس­ها چند سال­ها پیش گرفته شدند و به امید این که یکی از آنها ببیند، در کتابی در باره‌­ی هرسین منتشر شدند[4] و کاری انجام دهد که ندیدند و نخواندند وکاری انجام ندادند.

 

در همان دهه­‌ی‌ چهل که پیکره­‌های برنزی در هرسین فروخته می­‌شدند، برخی به بهانه‌­ی این که سنگ­های قلعه­‌ی هرسین پایین می­‌افتند با بیل و کلنگ دست به کار شدند و تنها برج به جا مانده از این قلعه باستانی را خراب کردند. شاید هم مانند نمایندگان مجلس کنونی که طرح استفاده از گنج را می­‌دهند، کسانی در سطح محلی امیدوار بودند که چیزهایی برای تاراج بیرون بیافتد. سنگ­‌های قلعه را هم  همسایه­‌ها بردند و در ساختمان خانه­‌هایشان کار گذاشتند.

امروزه هم در برخی خانه­‌ها و کوچه­‌ها که در همسایگی قلعه‌هستند، شمار بسیاری از همین سنگ­هاتا همین چند سال پیش پراکنده بودند. نگاره­‌های برخی از آنها هم در کتاب تاریخ و فرهنگ هرسین منتشر شد[5]تا شاید کاری انجام گیرد. کسی یا سازمانی می­‌توانست برای بازسازی و یا نمایش، این سنگ­ها را گردآوری کند که نکرد. این که دیگر نیاز به کار و  بودجه­‌ی بسیار بسیار ناچیزی داشت؟!؟! 

سنگ­های پراکنده در کوچه­‌های نزدیک قلعه‌­ی باستانی هرسین. وقتی خانه‌­­های کاه‌گلی قدیمی را برای ساخت خانه­‌های جدید خراب می‌­کنند سنگ­ها را برای بکارگیری دوباره نگاه می­‌دارند­.

سنگ­های پراکنده در کوچه­‌های نزدیک قلعه‌­ی باستانی هرسین
سنگ­های پراکنده در کوچه­‌های نزدیک قلعه‌­ی باستانی هرسین
سنگ­‌های به کاررفته در خانه­‌های نزدیک به قلعه­‌ی باستانی هرسین
سنگ­‌های به کاررفته در خانه­‌های نزدیک به قلعه­‌ی باستانی هرسین
 سنگ­های به کاررفته در کوچه‌­ها و خانه‌­ها­ی نزدیک به قلعه‌­ی باستانی هرسین 
سنگ­های به کاررفته در کوچه‌­ها و خانه‌­ها­ی نزدیک به قلعه‌­ی باستانی هرسین

در همین دوران پس از دهه­‌ی چهل بسیاری از ساختمان­‌هایی که به شهرکرمانشاه هویت ویژه­‌ی خود رابخشیده بودند، بدون دلیل و یا شاید به بهانه و پندار توهمی”پیشرفت” و تجددخواهی از میان برداشته شدند. ما از ساختمان­‌هایی که رابینو از آنها یاد کرده حتا نگاره­ای در دست نداریم. از بنای باغ دلگشا یا چهار باغ نشانی در دست نیست.[6]در تصویری که زنده یاد دکتر مهدی فاضل بیگی در آرشیوی در هند یافته بود، می­‌توان به هارمونی شگفتی پی‌برد که این ساختمان با تاق­‌های دوران ساسانی داشته است.  این ساختمان زیبا را چه خوب می­‌شد برای یک موزه‌­ی دوران ساسانی به کار برد­:

ویلای وکیل الدوله در تاق بستان که امروز وجود ندارد. برگرفته از آرشیو عکس­‌های تاریخی در هند

ویلای وکیل الدوله در تاق بستان که امروز وجود ندارد.
ویلای وکیل الدوله در تاق بستان که امروز وجود ندارد.

ده­ها خانه در رده­‌ی همین ویلا در خود شهر کرمانشاه به بهانه­‌ی دلالانه و سودپرستانه در همین دهه­‌ی گذشته با برج‌­های بتونی جایگزین شدند. از آنجا که خودشان می­‌دانستند چکار دارند می­‌کنند، در برخی از جاها مانند پارکینگ شهرداری که جلوی چشم بودند، مردانی را به عنوان سرایدار یا نگهبان گذاشته بودند که آدم را  از تماشا و نزدیک شدن به ساختمان­‌ها باز می­‌داشتند و با کسانی که می­‌خواستند عکس بگیرند بابی­‌ادبی درگیر می­‌شدند.

تنها دیوار بازمانده از یک خانه در محله­‌ی برزه دماغ کرمانشاه

تنها دیوار بازمانده از یک خانه در محله­‌ی برزه دماغ کرمانشاه
تنها دیوار بازمانده از یک خانه در محله­‌ی برزه دماغ کرمانشاه

به تازگی نیز یک ویدئو از سوی انجمن تاریخ هرسین منتشر شد که نشان می­‌داد که سایت بسیار مهم گنج دره بار دیگر به تاراج رفته است.

ویدئوی تاراج گنج دره

بسیار پیش از آن نیز گویا ویدئویی در باره­‌ی دزدی از “باوه خاکی”(پخش شده به نام “بابا خاکی”) از سوی خود دزدان  در فضای مجازی منتشر شده است. احتمال دارد که اینگونه ویدئوها برای یافتن خریدار پخش می­‌شوند:

ویدئوی تاراج یک سایت باستانی در گنج دره

سال­ه‌های سال است که بسیاری از این گنج یابان در دشت چمچمال در راهند؛ یعنی در دشتی که میان کرمانشاه و صحنه و هرسین جای دارد. این دشت مهم، پر بوده از بازمانده‌­های فرهنگی و تاریخی که در میان آنها، گنج دره­‌ی هرسین و شیخی آباد دینور، تاریخ تمدنی آن را به یازده هزار سال پیش باز می­‌گردانند.

فرهنگ مادی و غیرمادی کرمانشاهان از یک سو، بخشی از فرهنگ زاگرس است و از سوی دیگر، همیشه بخشی از فرهنگ میانرودان بوده  است. این سرزمین همچنین بخشی از هلال بارور است؛ یعنی هلالی که از خوزستان آغاز می­‌شود و قوس آن در کردستان شمالی (در ترکیه کنونی) بالا می­‌رود  و سر دیگرش به رود نیل می­‌انجامد. این هلال بارور همانا زادگاه بزرگترین امپراتوری­­‌های جهانی بوده است.

یکی از پیکره­‌های سفالی (گل پخته) گنج دره

یکی از پیکره­‌های سفالی (گل پخته) گنج دره
یکی از پیکره­‌های سفالی (گل پخته) گنج دره

یافته­‌های گنج دره‌­ی هرسین و شیخی آباد دینور پیشینه­‌ی کهن زندگی یکجانشینی در این بخش از هلال بارور را می­‌نمایانند. بر فراز قوس هلال در گوبکلی تپه در جنوب کردستان شمالی در ترکیه، بازمانده­‌های باستان‌شناسی، تاریخ تمدنی آنجا را نیز به پانزده هزار سال پیش می‌رساند. جدا از کاسی­‌ها که از همین کرمانشاهان برخاستند و دوره­‌ی­ دوم تمدن بابل را پیش بردند، تمدن­‌های بسیار دیگری از میانرودان یا مسوپتامیا برخاسته‌­اند. کرمانشاهان که بخشی از تمدن­‌های میانرودان نیز بوده، در بخشی از  دایره­‌ی کانونی امپراتوری­‌های سومر، آشور، بابل و ایلام نیز قرار داشته است. به تازگی هم ­یادمان­‌های سنگی از دوران آشوریان در کوزران کرمانشاه یافته شده بود که در خبر آمد که شبانه کسانی آن را شکسته  بودند.

نگاره‌­ای از سنگ نوشته­‌ی دوران پادشاهی سارگن دوم آشوری

نگاره‌­ای از سنگ نوشته­‌ی دوران پادشاهی سارگن دوم آشوری
نگاره‌­ای از سنگ نوشته­‌ی دوران پادشاهی سارگن دوم آشوری

بلندی­‌های زاگرس نیز همیشه به مردم این تمدن‌­ها در دوران سختی پناه داده‌­اند. همانگونه که کاسی­‌ها بر بابل چیره شدند، مادها  آشوریان را شکست داده و امپراتوری ماد را به پایتختی همدان بر پا داشتند. به تازگی  بازمانده­‌ی یک آتشکده­‌ی مادی در نزدیکی دریای سیاه در شمال شرقی آنکارا از زیر خاک بیرون کشیده شده است.

پس از مادها  نیز، همدان پایتخت تابستانی هخامنشیان بود و پس از ایشان نیز تیسفون در سوی دیگر کرمانشاهان،  نزدیک به هشتصد سال پایتخت اشکانیان و ساسانیان بوده است. برای همین است که بویژه ساسانیان، همه جا در کرمانشاهان کاخ‌­های خود را بر پا داشته­‌اند. در دوران فرمانروایی بلند مدت عباسیان تا دوران قاجار نیزکه محمدعلی میرزای دولتشاه پاشالیک ذهاب را به دست آورد، کرمانشاهان همچنان با میانرودان و بویژه بغداد در پیوند نزدیک بوده است.

دیوارهای یک قلعه از دوران ساسانیان

دیوارهای یک قلعه از دوران ساسانیان
دیوارهای یک قلعه از دوران ساسانیان

 بازمانده­‌ی کاخی از دوران ساسانی

 بازمانده­ی کاخی از دوران ساسانی
بازمانده‌­ی کاخی از دوران ساسانی

ولی با وجود این‌ها، ارزش فرهنگ و تمدن کرمانشاهان به سبب نزدیکی آن با امپراتوری­‌های نامدار نیست. شاید با گسترش فرهنگ سرمایه‌داری، شوربختانه این پندار جا افتاده است که تمدن مردم یک سرزمین تنها باید با فرهنگ امپراتوری­‌ها سنجیده شود. ولی، با وجود این که کهن­‌ترین شیوه­‌ها­ی نوشتاری در جهان از میان امپراتوری‌­های آشور و ایلام آغاز گردیده، بیشترین بخش فرهنگ مادی و غیر مادی این سرزمین، همیشه به شیوه­‌ی گفتاری نگهداری می­‌شده و یا فرهنگ نخبگی امپراتوری‌­ها، تنها در بخش­‌های کمی در شهرهای بزرگ برپا بوده است. چه، آن چیزی که زندگی مردم را در هزاره‌­های بسیار پایدار نگاه می­‌داشت،  دانش بومی و فرهنگ شفاهی آنها بود.

فرهنگ مردم هر سرزمین در درون زیست­‌بوم­های گوناگون، وابسته به داده‌­های زیستگاهی بوده که با وجود فراز و فرود امپراتوری­‌ها، همیشه پایدار می­‌ماند. پایداری زندگی مردم هر سرزمین نیز، وابسته به فرهنگ مادی و غیرمادی مردم آنها  بود؛ که آن­ها را با نیروی اندیشه، در نسل‌های فراوان، در برابر چالش‌­های زیستگاه‌ی به وجود آورده بودند. در بلند مدت، این زیست­‌بوم‌­های فرهنگی بودند که امپراتوری‌­ها را در خود حل کرده و خود همچنان پا برجا می­‌ماندند.

در میان بخش‌­های گوناگون فرهنگ شفاهی، خانه­‌سازی تنها یکی از میدان­‌ها است. دانش معماری که در یادِ سازندگان این خانه‌­ها بوده، همراه با آخرین نسل آنها از میان رفته است. امروزه حتا برای ساختن گنبد یک مسجد، کسی از  دانش ساخت گذشته آگاهی ندارد. شوربختانه دانش گردآوری شده در هزاران سال از سوی نسل­‌های بسیار،ب دینگونه برباد داده شده و سبب پدیدآمدن دشواری­‌های گوناگون کنونی پدیدآورده­‌ی معماری بی­ریشه شده است.  ولی اگر که می­‌شد که از هنر پیشینیان از درون کارهای بجا مانده­‌ی ایشان چیزی آموخت، در چند دهه­ گذشته شمار فراوانی از آنها نیز نابودگشته­‌اند.

باز مانده­‌ی یک خانه در شهر کرمانشاه

از مانده­‌ی یک خانه در شهر کرمانشاه
باز مانده­‌ی یک خانه در شهر کرمانشاه

از اینرو، سرزمینی که به سبب گوناگونی و دیرینگی فرهنگی­ از سوی هنری راولینسون با هندوستان سنجیده شده، در یک سده­‌ی گذشته بیشنر گنجینه­‌های فرهنگ بومی خود را از دست داده است. به دنبال ناپدید شدن فرهنگ مادی، بیشتر بازمانده­‌ی گنجینه­‌ی زبان­‌ها و گویش‌های فراوان کرمانشاهان نیز، تا کنون با شتابی شگفت به فراموشی سپرده شده است.

تصویری از سنگ گوری از سده‌‏های گذشته در گورستان کهنه­‌ی هرسین که از سوی دیتریش هووف گرفته شده و دیگر سرجایش نیست. امید است ؟!؟!که این سنگ دزدیده نشده باشد و همراه گورکوزه­‌های تاق بستان روزی در موزه‌­ی سازمان میراث فرهنگی به نمایش گذشته شود.

تصویری از سنگ گوری از سده‌‏های گذشته در گورستان کهنه­‌ی هرسین که از سوی دیتریش هووف گرفته شده و دیگر سرجایش نیست.
تصویری از سنگ گوری از سده‌‏های گذشته در گورستان کهنه­‌ی هرسین که از سوی دیتریش هووف گرفته شده و دیگر سرجایش نیست.

شوربختانه آنچه که از زیستگاه طبیعی و فرهنگی این سرزمین تا کنون ربوده شده است حتا جمله­‌ای را در تاریخ نخواهد یافت و بی‌صدا به نیستی می­‌پیوندد.  از اینرو گناه آنان که به گونه­‌ای در نابودی میراث فرهنگی و خودباوری نسل­‌های فراوان دست داشته­‌اند بخشودنی نیست.

گریه­‌ی باستان شناس اسماعیل یغمایی

 

سایت شخصی باستان شناس اسماعیل یغمایی

[1]Klaus Schippmann, Grundzüge der Geschichte des SasanidischenReiches, Darmstadt: WissenschaftlicheBuchgesellschaft, 1990, p. 134.

[2]روزنامه­‌ی “صفای سخن

[3]Dietrich Huff, ArcheologischeMitteilungenaus Iran: Harsin,  Bd. 18, Berlin, 1985.

[4]فریبرز همزه‌ای، پژوهشی میان رشته­‌ای در تاریخ و فرهنگ شهر هرسین، انتشارات دانشگاه رازی، کرمانشاه، 1391.

[5].همزه ای،1391.

[6]اچ. ال. رابینو،گزارشی از بازرگانی و ساختار کلی شهر و ایالت کرمانشاه (در سده‏‌ی نوزدهم میلادی)، نوشته‏‌ی: اچ. ال. رابینو (نماینده‏‌ی بانک شاهی ایران)، برگردان از انگلیسی، توضیح و مستندسازی تصویری: فریبرز همزه‌‏ای، انتشارات دانشگاه رازی،کرمانشاه، 1391.

This post is available: فارسی

دیدگاهتان را بنویسید

This site uses cookies to offer you a better browsing experience. By browsing this website, you agree to our use of cookies.